امروز وقتی توی یه سایتی مشغول بازدید بودم چشمم به یه لینکی خورد که نوشته بود "قیصر امین پور درگذشت" من که اصلا باورم نمیشد ولی وقتی توی تلویزیون شنیدم واقعا ناراحت شدم خیلی وقتا وقتی دلم میگرفت شعراش رو میخوندم... دیگه چیزی ندارم بگم... همین... خدایش رحمت کناد.
غنچه با دل گرفته گفت: زندگی لب زخنده بستن است گوشه ای درون خود نشستن است گل به خنده گفت زندگی شکفتن است با زبان سبز راز گفتن است گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد تو چه فکر میکنی کدام یک درست گفته اند من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هر چه باشد اوگل است گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!
از چند سال پيش، مردی قلم به دست خسته و ملول متروک و بی نفس تکيه زده به باد، در کنج اين اتاق می نويسد از خزان می نويسد از ستاره ی مرده خود در لابلای آسمان ياد آورد ز دور در جمع پله ها در گوش آن شيار هی گفته از زمان هی گفته از جهان حتی برای در از قيژ قيژ روزگار حالا فسرده در، فرسوده پله ها پاشيده از درون، پاشيده خشت و خاک آروز کند که زود، باد آورد خزان از جان کند به زور اين بی جان بی جهان!
من همان پيچک پژمرده، خشکيده، ناسبز زمستان بودم و صدای تو مرا سبزم کرد و نگاه تو مرا روياند نو از صدايت باران، از نگاهت خورشيد و به دستان تو پيچيدم زود به صدايت سوگند، به نگاهت سوگند تا سحرگاه بهار پشت اين پنجره ها خواهم ماند.
هنوز مانده تا تو تا دربدر کوچه پس کوچه هاي تو شوم من که تا آستان خانه ات آمده ام و باز گشته ام بي آنکه اذن دخول داده باشي... در تو در توي کدام پستو پنهان شده اي که ميهمانت پشت در مي بارد و تو بوي خاک را نمي شنوي بوي بهار را، که بر پيچک پنجره ات گل داده است...
باز کنار باغچه در گوش باد خاطراتم را صدا ميزنم من و او با هم... به سبکي خيال پروازم مي کرديم با باد روي دشت، روي نازکي گل، زير آن ابر سياه پر غرور ميان رقص برگهايي که روزي بوده اند در اوج... چه زيبا مي دويديم از بر آن گل چه زيبا مي پريديم از سر آن جوي که با شرم و حيا مي گذشت از آن دور اما چه خيالي... چه خيالي... و چه قدر زود تمام شد وقت ما آن صبح... باد، زنبور زيباي گل مريم را آواره کرد حالا چه کنم... همه چيز تاريک است آبشار هم براي من مي نالد و آن قورباغه تنهاي در برکه ميان آن جنگل دور افتاده ي تاريک و بي نغمه او هم براي من مي خواند امشب را
پ.ن: خودمم نمیدونم این چیزی که نوشتم شعر یا متن ادبی یا شاید هیچ کدوم