تبليغاتX
مثبت بی نهایت - وبلاگ مهدی رنجبر
صفحه نخست      |       بایگانی وبلاگ      |       لیست مطالب      |       تماس با من      |       درباره من

دوباره فکر بودن خویش افتاده ام

روزی که برای بودن برگزیده شدم

آن روزی که من گریه می کردم و همه خوشحال بودن

زمستان است

شانزده روز تا بهاری نو مانده

خورشید درآسمان غایب است

و ماه که چند هفته پیش گرفته بود

اینک نورافشانی می کند

ستاره ای دنباله دار برای تبریک به نزدیک زمین آمده است

باران بر سر پنجره دست نوازش می کشد

و باد که سرود هستی را تکرار می کند

و درختان که وضو می گیرند برای سپاس

در ابعاد کوچک این جهان همه چیز مهیا شده

خیلی ساده است

هیچ چیز عجیب نیست

خداوند هنوز انسان را دوست دارد

این عکس خودمه ( 2 یا 3 سالگی )

پ.ن: من امروز ۲۱ ساله شدم.


10:1 AM |
یکشنبه 13 اسفند1385
موضوع: یادداشت
» آخرین مطالب دوستان (Google Reader)